
عشق يعنی
بوسه ای چند بياميز به دشنامی چند.....
عشق يعنی
تو نفس بكش تا من زنده بمونم......
ع......عاشق شدن
ش.......شوق داشتن
ق......قصه نگاهت
عشق يعنی
تو نگاه كن تا من ببينم...
عشق يعنی
هجوم ضربان قلبم......
عشق يعنی
نفس نفس زدنم تو وقت نگات....
عشق يعنی يكی شدن...

سلام به تو، به آفتاب، به پاكی، به آب،
سلام به من، به مهتاب،
به دل كه با شتاب می تپد در قفس،
به مرغكی كه پر ز وادی هوس،
به عشق بيكران لاله های غم زده،
به بوی خاك بيشه های نم زده،
به سرخی افق به گاه مرگ مهر،
به آبشار،به كوه ،به دشت،به آبی سپهر،
به اين نگاه خسته ی مسافر كوير،
به آن كلام دل نشين مرد پير ،
به ناله های یی زدست جور يار،
به انتظار باغ سر رسيدن بهار...
- تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید
در حدود
50 هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید
جایگزین
آن می شود!
- در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می
کند
کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی
به اندازه
یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند.
- محـقـقان اخـیـراً بـه ایـــن نتیجه رسیده
اند که کلیه 500
عملکرد متفاوت دارد.
- در هـر 3 سـانـتی متـر از پـــوست: 4 هزار بافت
عصبی،
1300 ســلول عصبی، 100 غده عرق، 3 میلیون سلول، و
3000 رگ خونی وجود دارد.
- ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال
ها) و انسان دقیقاً مشابه است.
- اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال
1981 به دنیا آمدند.
- اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را
به دنبال هم بچینیم، طول
آن به 45 مایل خواهد رسید.
- در طول یک سال، قلب یک انسان عادی 40 ميليون
بار می تپد.
- بیشتر انسانها در یک دقیقه 25 مرتبه پلک می
زنند.
- اگر رگ های خونی موجود در 5 سانتی متر از پوست
را در امتداد هم قرار
دهیم، طول آن به 20 فوت می رسد.
- پیام های عصبی با سرعتی برابر با 170 مایل در
ساعت به مغز رسیده و از
مغز به سلول های عصبی می رسند.
- معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی
جدید ترشح کند در غیر
اینصورت خودش را هضم خواهد کرد.
- برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید.
- برای لبخند زدن در حدود 17 ماهیچه به کار می
افتد.
- هر دو هزار اخم، یک چروک بر روی صورت ایجاد می
کند.
- در هر سال، یک انسان در حدود 6 ميليون و دويست
پنج هزار بار پلک می زند.
- یک انسان عادی روزانه یک لیتر بزاق دهان ترشح
می کند که میزان آن در
طول کل عمر او به 10 هزار گالن خواهد رسید.
- رد زبان همه ی انسان ها با یکدیگر متفاوت است.
- قلب یک انسان معمولی در بازه عمر او در حدود 3
هزار میلیون بار می تپد
و 48 میلیون گالن خون را به رگ ها پمپاژ می
نماید.
- در یک بوسه یک دقیقه ای 26 کالری سوخته می شود.
- بدن یک انسان معمولی به اندازه کافی شامل:
سولفور برای کشتن تمام شپش
های بدن یک سگ، کربن برای ساخت 900 مداد، پتاسیم
برای آتش زدن یک توپ
فوتبال، چربی برای ساختن 7 قالب صابون، فسفر
برای درست کردن سر 2200
کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ دارد.
- به عنوان اولین دندانپزشک ها می توان از "
اتروسکان" نام برد. 700 سال
پیش از میلاد مسیح او دندان های چهارپایان
مختلف را شکل می داد و به
عنوان دندان بریج برای انسان ها استفاده می
نمود.
- جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب
باستان به شمار می رود.
جزئیاتی در مورد جراحی آب مروارید به وسیله
سرنگ های مصنوعی در نوشته های
سلسیوس به چشم می خورد. ( 14-37 پس از میلاد مسیح)
- عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ
بر 100 مایل بر ساعت دارد.
- اگر بدن شما خشک و یخ زده شود 10% به وزن آن
اضافه خواهد شد که این
مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که
بر روی بدن قرار دارند،
تشکیل می دهند.
- بر اساس آمار های اخیر سازمان جهانی سلامتی،
روزانه در حدود 100 میلیون
فعالیت جنسی رخ می دهد.
- گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود
ادامه می دهند.
- زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به
هیچ وجه کلسیم شیر را
جذب نمی کند. بهتر است میان مصرف گوشت و شیر
حداقل 2 ساعت فاصله باشد.
- مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام
تلفن های جهان به سلول ها
پیام عصبی می فرستد. ( برگرفته از روزنامه مصور
تیانا، 2 آپریل 2000)
- ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می
توانیم هر دارویی را در بدن
خود تولید کنیم.
- بدن ما به طور مداوم خود را ترمیم می کند. هر
سه ماه یکبار بافت
استخوانی به طور کامل تعویض می شود، و هر ماه
پوست جدید رشد می کند. به
راحتی می توانیم فرآیند پیری را به تاخیر
بیندازیم!!

برای پدید آوردن چند شکل روی کاغذ.
حرفهایت در هم و بر هم می شوند.
شکل هایت نا مفهوم ! حتی خودت درک نمی کنی حرف ها ونقاشی هایت را ....
اما احساس می کنی که نمی توانی نفس عمیق بکشی..!!
نمی توانی به هر پدیده ای لبخند بزنی.
نسبت به همه چیز بی توجه هستی نسبت به آدمی که وقتی راه میروی به تو تنه می زند ،
نسبت به کسی که اخم هایت رامسخره می کند....
فکر می کنی که اگر لال بودی اما حرفی داشتی برای گفتن بهتر بود
دلت می خواهد غمی که بی دلیل چنبره زده است رو قلب بکنی و دور بیاندازیش ..!!!!


|
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .
يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه .
يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره .
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .
يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناری خوش آواز ، يه لب خندون ، يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشی ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معنی داره ،
جائی که :
چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه
*****************
/Yahoo!%20Mail%20-%20zmsghanadi_tala@yahoo_com_files/18.gif)
گل رز
* رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-احترام-تبريك- "دوستت دارم"
* رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
* رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
* رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
* رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجي: اشتياق-شيفتگي-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي-جواني-عشق نوپا.
* يك شاخه گل رز: سادگي-سپاسگزاري-عشق تازه.
* يك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
* رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده.
* رز قرمز سير: سوگواري.
* رز سياه: مرگ.
* تركيبي از رز سفيد و سرخ: اتحاد-سازش
* رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدرداني.
* دسته گل رز كوچك: "من به ياد تو هستم"
- داوودي: حقيقت - "تو دوست فوق العاده اي هستي"
- نيلوفر آبي: حقيقت.
- نرگس: غرور - خود بيني.
- بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني.
- سوسن سفيد: دوشيزگي - پاكي.
- اقاقيا: عشق پاك - عشق پنهاني.
- بگونيا: هشدار.
- كاكتوس: پايداري - استقامت.
- كامليا صورتي: "در آرزوي تو هستم"
- كامليا قرمز: "عشق تو همچون آتشي در قلب من است"
- كامليا سفيد: "تو در خور پرستشي"
- ميخك: شيفتگي - عشق زن - ستايش - "بله"
- قاصدك: وفاداري - خوشبختي - صداقت - پيام آور عشق.
- فراموشم نكن: خاطرات گذشته - عشق ناب.
- پيچك: عشق - صداقت - وفاداري.
- نسترن: آرزو - همدلي - "دوستم داشته باش".
- لادن: پيروزي - غلبه - فتح.
- لاله: عاشق تمام عيار - "باورم كن"
- اركيد: عشق - زيبايي.
- نرگس زرد: احترام - جوانمردي - " تا زماني كه تو در
كنار من هستي خورشيد بر من خواهد تابيد"
- اطلسي: شرم - ازدواج فرخنده.
- گل پامچال: "بدون تو قادر به زندگي كردن نميباشم"
- ياسمن: شادي - شيريني - دلپذيري - وقار.
- رزماري: يادآوري - خاطرات - يادگاري.
- آلاله: پروت - زرق و برق.
- آفتاب گردان: ستايش - غرور - پرستش.
- مريم: لذت.
- گلايل: ستايش - صداقت - "به من فرصت بده"
- زنبق: اندوه - تاسف.
- آنتوريوم: عاشق.
- مرغ بهشتي: شكوه - عظمت.
با تشکر از دوستم خورشید که خیلی زحمت کشیده
از همینجا ازش تشکر میکنم...
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستت
|
در دوردستها کسی را می شناسم که قلبی به |
|
دستمال کاغذی به اشک گفت قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود حراج می کنی؟
عاشقم با من ازدواج می کنی؟
اشک گفت : ازدواج اشک و دستمال کاغذی!
تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای زبا له می شوی
پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست ! تو فقط دستمال باش... دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست گریه کرد و گریه کرد در تن سفیدو نازکش دوید خون درد آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاک بودو عاشق و زلال او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت چون که در میان قلب خود دانه های اشک داشت
|
فکر می کردم خدا را
بهترین بنده منم اما دریغ و درد
چهره ای مضحک خدایم بود....!!!
غافل از اینکه خدا در قلب می روید نه در صورت
بی سبب می رفتم و خشم خدا را خواب می دیدم
روی دوشم می کشیدم.....کولبار جمله های سخت
روی مغزم .....فکرهایی خسته و کهنه دمادم بود
فکر می کردم که شادم اینچنین
اما دریغ و درد
پیکرم غم بود
فکر می کردم که این قسمت خداوندیست
این قناعت را به جایی می رساندم که
جهانی غم مرا کم بود.......
مشکلم غم بود همدمم غم بود.......
.....................................


