تبليغاتX
چون دستم بوی گل می داد و...
چون دستم بوی گل می داد و...
حوای بی نفس
عشق یعنی...!!! سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 9:13
 

عشق يعنی
بوسه ای چند بياميز به دشنامی چند.....
عشق يعنی
تو نفس بكش تا من زنده بمونم......
ع......عاشق شدن
ش.......شوق داشتن
ق......قصه نگاهت
عشق يعنی
تو نگاه كن تا من ببينم...
عشق يعنی
هجوم ضربان قلبم......
عشق يعنی
نفس نفس زدنم تو وقت نگات....
عشق يعنی يكی شدن...

دوستت دارم برای همیشه

سلام به تو، به آفتاب، به پاكی، به آب،
سلام به من، به مهتاب،

به دل كه با شتاب می تپد در قفس،

به مرغكی كه پر ز وادی هوس،

به عشق بيكران لاله های غم زده،

به بوی خاك  بيشه های نم زده،

به سرخی افق به گاه مرگ مهر،

به آبشار،به كوه ،به دشت،به آبی سپهر،

به اين نگاه خسته ی مسافر كوير،

به آن كلام دل نشين مرد پير ،

به ناله های یی زدست جور يار، 
به انتظار باغ سر رسيدن بها‌ر...
 !!!

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

حقايقي شگفت انگيز درباره بدن انسان دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 16:29
حقايقي شگفت انگيز درباره بدن انسان

- تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید
در حدود
50 هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید
جایگزین
آن می شود!

- در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می
کند
کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی
به اندازه
یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند.

- محـقـقان اخـیـراً بـه ایـــن نتیجه رسیده
اند که کلیه 500
عملکرد متفاوت دارد.

- در هـر 3 سـانـتی متـر از پـــوست: 4 هزار بافت
عصبی،
1300 ســلول عصبی، 100 غده عرق، 3 میلیون سلول، و
3000 رگ خونی وجود دارد.

- ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال
ها) و انسان دقیقاً مشابه است.

- اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال
1981 به دنیا آمدند.

- اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را
به دنبال هم بچینیم، طول
آن به 45 مایل خواهد رسید.

- در طول یک سال، قلب یک انسان عادی 40 ميليون
بار می تپد.

- بیشتر انسانها در یک دقیقه 25 مرتبه پلک می
زنند.

- اگر رگ های خونی موجود در 5 سانتی متر از پوست
را در امتداد هم قرار
دهیم، طول آن به 20 فوت می رسد.

- پیام های عصبی با سرعتی برابر با 170 مایل در
ساعت به مغز رسیده و از
مغز به سلول های عصبی می رسند.

- معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی
جدید ترشح کند در غیر
اینصورت خودش را هضم خواهد کرد.


- برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید.

- برای لبخند زدن در حدود 17 ماهیچه به کار می
افتد.

- هر دو هزار اخم، یک چروک بر روی صورت ایجاد می
کند.

- در هر سال، یک انسان در حدود 6 ميليون و دويست
پنج هزار بار پلک می زند.

- یک انسان عادی روزانه یک لیتر بزاق دهان ترشح
می کند که میزان آن در
طول کل عمر او به 10 هزار گالن خواهد رسید.

- رد زبان همه ی انسان ها با یکدیگر متفاوت است.

- قلب یک انسان معمولی در بازه عمر او در حدود 3
هزار میلیون بار می تپد
و 48 میلیون گالن خون را به رگ ها پمپاژ می
نماید.

- در یک بوسه یک دقیقه ای 26 کالری سوخته می شود.

- بدن یک انسان معمولی به اندازه کافی شامل:
سولفور برای کشتن تمام شپش
های بدن یک سگ، کربن برای ساخت 900 مداد، پتاسیم
برای آتش زدن یک توپ
فوتبال، چربی برای ساختن 7 قالب صابون، فسفر
برای درست کردن سر 2200
کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ دارد.

- به عنوان اولین دندانپزشک ها می توان از "
اتروسکان" نام برد. 700 سال
پیش از میلاد مسیح او دندان های چهارپایان
مختلف را شکل می داد و به
عنوان دندان بریج برای انسان ها استفاده می
نمود.

- جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب
باستان به شمار می رود.
جزئیاتی در مورد جراحی آب مروارید به وسیله
سرنگ های مصنوعی در نوشته های
سلسیوس به چشم می خورد. ( 14-37 پس از میلاد مسیح)

- عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ
بر 100 مایل بر ساعت دارد.

- اگر بدن شما خشک و یخ زده شود 10% به وزن آن
اضافه خواهد شد که این
مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که
بر روی بدن قرار دارند،
تشکیل می دهند.

- بر اساس آمار های اخیر سازمان جهانی سلامتی،
روزانه در حدود 100 میلیون
فعالیت جنسی رخ می دهد.

- گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود
ادامه می دهند.

- زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به
هیچ وجه کلسیم شیر را
جذب نمی کند. بهتر است میان مصرف گوشت و شیر
حداقل 2 ساعت فاصله باشد.





- مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام
تلفن های جهان به سلول ها
پیام عصبی می فرستد. ( برگرفته از روزنامه مصور
تیانا، 2 آپریل 2000)

- ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می
توانیم هر دارویی را در بدن
خود تولید کنیم.

- بدن ما به طور مداوم خود را ترمیم می کند. هر
سه ماه یکبار بافت
استخوانی به طور کامل تعویض می شود، و هر ماه
پوست جدید رشد می کند. به
راحتی می توانیم فرآیند پیری را به تاخیر
بیندازیم!!

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

گاهی حرفی نداری برای گفتن دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 16:20
 

 
گاهی حرفی نداری برای گفتن.. گاهی دست هایت خالیست ،هم برا ی نوشتن و هم
برای پدید آوردن چند شکل روی کاغذ.

حرفهایت در هم و بر هم می شوند.
 شکل هایت نا مفهوم ! حتی خودت درک نمی کنی حرف ها ونقاشی هایت را ....

 اما احساس می کنی که نمی توانی نفس عمیق بکشی..!!
 نمی توانی به هر پدیده ای لبخند بزنی.

نسبت به همه چیز بی توجه هستی نسبت به آدمی که وقتی راه میروی به تو تنه می زند ،
نسبت به کسی که اخم هایت رامسخره می کند....
فکر می کنی که اگر لال بودی اما حرفی داشتی برای گفتن بهتر بود
دلت می خواهد غمی که بی دلیل چنبره زده است رو قلب بکنی و دور بیاندازیش ..!!!!

 

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

هيچ كس مثل من تو رو دوست نداره دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 23:26
روزها وشبا همه فكرت شده غم نبودن كنار اون
دوست داري كه داد بزني
بگي دنيا خيلي بي رحمه
دوست داري بازم بهت بگه
گريه نكن كه اشكات منو پريشون مي كنه
تحمل غم دوريت منو ديونه می کنه
 
 
 
 
 
هيچ كس مثل من تو رو دوست نداره
مي دوني و اينو از چشام مي خوني
 
يه حس سرد و پر درد
روز و شباي بي تو
 
من و دلي پر از غم
ثانيه هاي بي تو
 
 
تو هستي عشقم و جونم و تموم لحظه هام
تو اميد بودني و مي خوام هميشه تو باشي باهام
 
قسمت من نمي شه دست تو رو بگيرم
دوست دارم واسه تو واسه خنده هات بميرم

 

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

ايستادي روبروم جمعه سی و یکم فروردین 1386 0:47
 

 ايستادي روبروم
روبرو
گفتي: خدا حافظ
هيچي نگفتم
گفتي: ميدوني كه ...بايد برم
هيچي نگفتم
گفتي: متاسفم...ولي...ميدوني كه
هيچي نگفتم
گفتي: مواظب خودت باش
هه...هيچي نگفتم
دست تكون دادي و پشتت رو به من كردي و رفتي
رفتي...
رفتي...
اونقدر ازم دور شدي و رفتي كه ديگه نديدمت
رفتي...
رفتي...
ساعتها ايستادم
تنها
و روزها و ماهها و سالها
تنها
و تو هنوز مي رفتي
.
.
.
ايستاده بودم هنوز
صدايت آمد از پشت سرم
پشت سر
گفتي سلام
هيچ چي نگفتم
گفتي: من برگشتم ...آخه... ميدوني كه
هيچ چي نگفتم
هيچ چي نگفتم
فقط صدايي در درونم مي گفت
زمين گرد است
زمين...گرد است

 

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

يه... جمعه سی و یکم فروردین 1386 0:44

 

يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .

يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .

يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .

يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .

يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه .

يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره .

يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .

يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .

يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناری خوش آواز ، يه لب خندون ، يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشی ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معنی داره ،

جائی که :

چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه


 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

یادش به خیر! سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 23:25
دیروز بود, توی ایوان دلم نشسته بودم و روزها را ورق میزدم.
              دنبال چه می گشتم ؟؟!  نمی دانم!       شاید دنبال خودم! 
  انگار خودم را لا به لای این روز ها گم کرده ام!
میان گیر و دار همین افکار بود که غروب آمد.
                           آمده بود سری به ما بزند و برود .
                                سراغ روز را از من می گرفت , مثل همیشه مغرب را نشانش دادم و گفتم:
    (( از آن طرف رفت , تند تر بروی به او می رسی!))
رفت ! باز هم غروبی از خانه ی ما گذشت ! همچون آهویی چالاک و خرامان بام های شهر را در نوردید و رفت!
   ___________________-----____---_____---__گویی شب دنبالش کرده بود.( مثل بازی بچه ها!)
 
او که رفت , به رسم هر شب فانوسی روشن کردم. صندوقچه ی کنار ایوان  چشمانم را نوازش می داد.
       یادش به خیر!
                             آن روز ها!          یادت هست؟؟!
 
سهم ما از دریای فرصت , صدف های بهانه بود و گوش ماهی های انتظار!!
        آری انتظار! برای پیدا کردن بهترین بهانه ی شروع !!!
صبح که می شد
    به ساحل فرصت می رفتیم......بهانه و انتظار جمع می کردیم تا شب از میان آنها بهترین را انتخاب کنیم!!!
                                   
       بهترین !بهترین !بهترین !...........................
 
آنقدر از این بهترین ها جمع کردیم که صندوقچه هامان رنگارنگ و لبریز شد واین برامان عادتی ماندگار!!
 
یادم نمی رود آن شب :
      با جیب هایی لبریز از بهانه های قشنگ , خسته و خوشحال , از ساحل فرصت آ مدیم , توی همین ایوان!
                           
   در صندوقچه هایمان را باز کردیم تا مثل همیشه بهانه انبار کنیم که...................
       بهانه ها بیرون ریختند!!!!!!!!!!!
                      دیگر جایی برای بهترن های جدید نبود!! ...................دیگرانتظارها به لب رسیده بود!!!
   تازه آن موقع بود که فهمیدیم آن همه بهانه و انتظار ,  برای  شروع نکردن بود! نه برای شروع!!
 
                کاش همیشه جیب هامان سوراخ بود!
                         
                 کاش به جای این همه صدف و گوش ماهی جرعه ای فرصت برمی داشتیم!   .............            و دقایقی شنا می کردیم و خیس می شدیم از فرصت!!
 
خدایا! کمکمان می کنی , میدانم!!
 
جیب هایتان سوراخ , صندوقچه هایتان بی بهانه و انتظار باد!!

*****************
گير كردم بين اين دو ضرب المثل، دارم هنگ ميكنم: بالاخره «جواب ابلهان خاموشي است» يا «سكوت علامت رضاست»؟؟؟؟

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

معانی سمبليك گلها جمعه چهارم اسفند 1385 23:49


گل رز
* رز سرخ: عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت-احترام-تبريك- "دوستت دارم"
* رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
* رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
* رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"
* رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجي: اشتياق-شيفتگي-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي-جواني-عشق نوپا.
* يك شاخه گل رز: سادگي-سپاسگزاري-عشق تازه.
* يك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
* رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده.
* رز قرمز سير: سوگواري.
* رز سياه: مرگ.
* تركيبي از رز سفيد و سرخ: اتحاد-سازش
* رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدرداني.
* دسته گل رز كوچك: "من به ياد تو هستم"


- داوودي: حقيقت - "تو دوست فوق العاده اي هستي"
- نيلوفر آبي: حقيقت.
- نرگس: غرور - خود بيني.
- بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني.
- سوسن سفيد: دوشيزگي - پاكي.
- اقاقيا: عشق پاك - عشق پنهاني.
- بگونيا: هشدار.


- كاكتوس: پايداري - استقامت.
- كامليا صورتي: "در آرزوي تو هستم"
- كامليا قرمز: "عشق تو همچون آتشي در قلب من است"
- كامليا سفيد: "تو در خور پرستشي"
- ميخك: شيفتگي - عشق زن - ستايش - "بله"
- قاصدك: وفاداري - خوشبختي - صداقت - پيام آور عشق.


- فراموشم نكن: خاطرات گذشته - عشق ناب.
- پيچك: عشق - صداقت - وفاداري.
- نسترن: آرزو - همدلي - "دوستم داشته باش".
- لادن: پيروزي - غلبه - فتح.
- لاله: عاشق تمام عيار - "باورم كن"
- اركيد: عشق - زيبايي.
- نرگس زرد: احترام - جوانمردي - " تا زماني كه تو در
كنار من هستي خورشيد بر من خواهد تابيد"
- اطلسي: شرم - ازدواج فرخنده.
- گل پامچال: "بدون تو قادر به زندگي كردن نميباشم"


- ياسمن: شادي - شيريني - دلپذيري - وقار.
- رزماري: يادآوري - خاطرات - يادگاري.
- آلاله: پروت - زرق و برق.
- آفتاب گردان: ستايش - غرور - پرستش.
- مريم: لذت.
- گلايل: ستايش - صداقت - "به من فرصت بده"
- زنبق: اندوه - تاسف.
- آنتوريوم: عاشق.
- مرغ بهشتي: شكوه - عظمت. 
 
نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

عمر من...!!! جمعه چهارم اسفند 1385 11:42

با تشکر از دوستم خورشید که خیلی زحمت کشیده

از همینجا ازش تشکر میکنم...

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

در دوردستها کسی .... پنجشنبه سوم اسفند 1385 20:39
 
 

 
 

در دوردستها کسی را می شناسم که قلبی به

                                                   وسعت دریا دارد
چشمهایش امتدادی از غمگین ترین غروب خورشید زندگیش
و تبسم لبانش گلچینی از غنچه های نو شکفته ی
                                                 بهاری است
                 دستهایش به اندازه تمام کهکشانها جای دارد
          و قدمهایش در ابتدای زندگیست
   او را و نگاههای عاشقانه اش را می شناسم
نگاههایی مملو از یاس محبت
                     او را می شناسم
            او را که وجودش سرشار از آبی بی کران است
 او را که همراه نسیم صبا می وزد ، آری او را می شناسم
در دوردستهاست ولی در دور دستی که همین نزدیکیهاست
       خانه اش پر از سادگی و صفا
                  کلبه ی بی ریا و محقر او را می شناسم
او نیمه پنهان و روح گمشده من است ، آسمان خانه اش همیشه
                                                                              آبی باد
                                             او را می شناسم.............

نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

عشق دستمال کاغذی و اشک پنجشنبه سوم اسفند 1385 20:26
 
 

دستمال کاغذی به اشک گفت قطره قطره ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می کنی؟
عاشقم با من ازدواج می کنی؟
اشک گفت : ازدواج اشک و دستمال کاغذی!
تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای زبا له می شوی
پس برو و بی خیال باش
عاشقی کجاست !
تو فقط دستمال باش...
دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کرد و گریه کرد
در تن سفیدو نازکش دوید خون درد
آخرش دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بودو عاشق و زلال
او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود دانه های اشک داشت
 
نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

سال ها در چشم من دنیا جهنم بود چهارشنبه دوم اسفند 1385 12:9
سال ها در چشم من دنیا جهنم بود

قصه حوا و آدم قصه سیب و بهشت و
وعده های پوچ
وحشت دیرین آدم بود
دستهایم را
خدا پس داد از افلاک رویایی
راه رفتن در افق گم شد
کفش هایم گور پایم بود
چشم هایم بی رمق بود و خواب هایم گنگ و مبهم بود
قانع و دیوانه بودم
هرچه که قسمت به من می داد می دیدم
در خرافات و ریا گم بودم و
جالب که قلبم عاشق آنچه ندیدم بود.......
روز و شب با آن خدای قیمتی که قیمتش اندازه تسبیح چوبی بود
می گفتم
بر سرم هرچه که آوردی خدا...کم بود
غافل از امروز که در خویشتن دیدم خدایم را!
فکر می کردم خدا را
بهترین بنده منم اما دریغ و درد
چهره ای مضحک خدایم بود....!!!
غافل از اینکه خدا در قلب می روید نه در صورت
بی سبب می رفتم و خشم خدا را خواب می دیدم
روی دوشم می کشیدم.....کولبار جمله های سخت
روی مغزم .....فکرهایی خسته و کهنه دمادم بود
فکر می کردم که شادم اینچنین
اما دریغ و درد
پیکرم غم بود
فکر می کردم که این قسمت خداوندیست
این قناعت را به جایی می رساندم که
جهانی غم مرا کم بود.......
مشکلم غم بود همدمم غم بود.......
.....................................
آی...........
چقدر پریده ای
رنگ ات را می گویم
کف دستانت را نگاه کن!دو چشم قفل شده در چشمانت .کمی گریه کن لازم است
آنگاه آستین خیست را رها کن در باد.دامنی گل بوسه عطر و نگاهی که جا گذاشتی و هیچ کس جز من ندید
.....................
نوشته شده توسط خورشید و نیما | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: خورشید و نیما & Designer: Hessam Sedaghati


tkbleak.com